ناپلئون بناپارت (1769-1821م) امپراطور فرانسه وچهره ی معروف عالم سیاست در عرصه ی بین الملل روزی درباره ی اسلام ومسلمانان می اندیشید که چگونه می شود بر کشورهای اسلامی تسلط یافت ومسلمانان راتحت سیطره ی فرانسه در اورد او از مشاورین خود پرسید :مرکز مسلمین کجاست؟ مصر را معرفی کردند ناپلئون به سوی مصر حرکت کرد پس از ورود به ان کشور به کتابخانه ی مهم انجا رفت و به مترجم گفت:یکی از مهم ترین کتابهای مسلمانان را برایم بخوان مترجم قران را باز کرده در اول صفحه این ایه رامشاهده کرد این قران به راهی که استوارترین راههاست هدایت می کند وبه مؤمنانی که اعمال صالح انجام می دهند بشارت می دهد که برای انها پاداش بزرگی است سوره اسراء ایه 9
مترجم ایه را برای ناپلئون خواند وترجمه کرد ان دو از کتابخانه بیرون امدندناپلئون شب را تابه صبح به ایه ی مذکور وپیام ان فکر کرد صبح بیدار شده باردیگر به کتابخانه امدندوی از مترجم خواست تا همان کتاب دیروزی را دوباره برایش بخواند وترجمه کند مترجم نیز ایاتی راخوانده وترجمه کرد ناپلئون شبی دیگر راباز درفکرواندیشه ی قران ومفاهیم عالی ان به صبح رساند روز سوم هم مانند دو روز پیشین ایاتی خوانده شده وبرای وی ترجمه گردید پس از انکه از کتابخانه بیرون امدندناپلئون ازمترجم پرسید :این کتاب دربین مسلمانان چه جایگاهی داردوانان چه اندازه به ان اهمیت می دهند؟ مترجم پاسخ داد:مسلمانان معتقدند که قران کتابی اسمانی است وبرپیامبر اسلام (ص) نازل شده وهمه اش کلام وسخن خداست ناپلئون گفت:انچه من از این کتاب فهمیده ام این است که اگر مسلمانان فرامین واحکام جامع این کتاب را فراگیرند وبه ان عمل کنند دیگر روی ذلت رانخواهند دید وتا زمانی که این قران دربین مسلمانان حکومت کند در پرتو تعالیم وبرنامه های ان مسلمانان تسلیم ما نخواهند شد مگر اینکه بین انان واین کتاب فاصله ایجاد شود.
کلمات کلیدی :